مرتضى راوندى
453
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
چندين كارهاى عمدهء نافع از قبيل راهآهن عمومى در ايران ، و جارى كردن آبهاى بىمصرف به صحراهاى لميزرع ، و ترقى زراعت و فلاحت و غيره و غيره از همين فقره توليد خواهد شد . . . » « 1 » وى ، معتقد به اعزام محصّل به اروپا بود و چون شنيد كه دولت مصمم به فراخواندن آنهاست » ضمن نامهء محرمانه 26 جمادى الثانى 1284 به وزارت امور خارجه نوشت : « در پاريس شهرت دارد كه اولياى دولت ، شاگردان مزبور را بر اثر تلقين روسها ، به ايران برگرداندهاند ، و مىگويند : آنهايى كه در فرانسه تحصيل نموده و تربيت مىشوند جمهورىپرست و بىدين خواهند شد . » افكار آزاديخواهانهء مستشار الدوله ، در رساله يك كلمه منعكس است . وى براى نخستين بار از حكومت ملّى سخن گفت و اعلام كرد كه منشاء قدرت دولت ارادهء جمهور است . او با مداخلهء افراد ناصالح در امور سياسى مخالف بود و مىگفت كه آشنايان به علوم سياسى ، بايد در كار سياست مداخله كنند و عموم مسلمانان و نامسلمانان در برابر قانون مساوى باشند و حكم قانون ، دربارهء شاه و گدا يكسان باشد . مستشار الدّوله با استفاده از اعلاميّه حقوق بشر و مجموعهء قوانين فرانسه ، رسالهيى در پيرامون مساوات افراد اجتماع در برابر قانون و تأثير فضل و دانش و تخصّص در احراز مقامات مختلف و لزوم رعايت آزادى و حريّت فردى ، به رشته تحرير درآورد به اين معنى كه « هيچكس را درون خانهء كسى حق دخول و تجسّس نيست و هيچكس را به گناه فرد ديگرى نمىتوان عقوبت كرد ، و كسى را به صرف سوءظن نمىتوان به زندان افكند واحدى را بدون حكم قانون ، جريمه و تنبيه و سياست نمىتوان كرد . » وى در كتاب خود نوشت كه هيچكس را قدرت آن نيست كه بر نفس و عرض و مال كسى تجاوز كند و هر كس مىتواند عليه ستمگران بپاخيزد و زبان و قلم خويش را در خير و صلاح عامه به كار اندازد . در فصول بعد ، از آزادى مطبوعات ، آزادى سياسى و حقوق و اختيارات مردم و لزوم تعيين ماليات برحسب ثروت ، بدون توجه به مقام و منزلت افراد ، و لزوم انتشار بودجه يا دخل و خرج دولت ، و مسئوليت وزرا و حكام در حوزهء مأموريت خود مطالب جالبى نوشت و در پيرامون آزادفكرى و آزادانديشى اروپائيان گفت كه در فرنگستان ، بدگفتن و دشنام دادن و سب كردن آنانى كه از دين و قوانين فرنگىها خارج هستند ناپسنديده و ممنوع است و دولت و مردم با دين و آيين احدى كار ندارند و كسى از كسى نمىپرسد
--> ( 1 ) . فكر آزادى ، از ص 183 به بعد .